|
سلام خوبین؟؟؟ چه خبر؟؟؟ خوش میگذره؟؟ فراموشم که نکردین!!! ممنون از کسایی که منو فراموش نکردن از دور می بوسمشون.... دهه محرمو به همه ی دوستان تسلیت میگم امیدوارم ..... راستی داداشمم بزرگ شدااااااا!!!!! خیلی دوسش دارم.... الان دقیقا دو ماه و ۹ روزشه!!!! امشب هم که شبه یلداس.... حیف که تو محرمه اگر نه بیخیال... امیدوارم به همتون خوش بگذره التماس دعا
تماس فرت......!!!!
ما اومدیم یه مسافرت ۳،۴ روزه... واسه عید قربان اومدیم ب... راستی پیشاپیش عیدتون مبارک... واسه آپ کردن نیومدم... فقط اومدم یه حرفی زده باشم
سلاممم!!!
چه طورین بچه ها؟؟؟؟ مدرسه ها داره شروع میشه!!! همراش هزار جور بدبختی میاره اه!! فردا نه پس فردا باید کله سحر پاشیم بریم مدرسه باید بریم سراغ درس و مدرسه دیگه خودم که خیلی میخوام بیام نت ولی فکر نکنم درس و مدرسه بذاره حالا سعی خودمو میکنم!!! منو فراموش نکنینااااااااااااا... هر کی فراموشم کنه خدا یه جووووش گنده رو لپش بزنه!! انشاا... راستی بچه ها مامانم تا چند هفته دیگه زایمان میکنه یه داداشه تپل مپل میخواد برام بیاره امیدوارم سالم بدنیا بیاد هی من گفتم اسمشو بذارین حسام یا پویان یا شایان کی به حرفه ما گوش میکنه آخه!!!؟؟؟ اسمشو میخوان بذارن محمد مهدی وااااای حال میکنین اسمو؟؟؟ واستون عکسش و هم گذاشتم برووووو حالشو ببر!!! تپلیو حال میکنین؟؟؟ ماشاا... ایییی پسره بد نمیذارم از الان از این کارا بکنیا!!! این کیه دیگه چشم دلم روشن خیله خوب دیگه سرتونو درد نمیارم دوست ندارم آپه آخرم باشه... مواظب خودتون باشین... فقط طبق معمول نظر یادتوون نره اگر نه خودتون می دونین دیگه... بابای
سلام به دوستای گلم خوووووووبین؟؟؟ بازم پیشم بیایین!! نظر یادتون نرهههههههههههههههه!!!
امشب یه یاد بودنت تا صبح با سازم میخونم.....برات هزارتا شعر میگم تا بدونی دوستت دارم یادم میاد پشت سرم با چشم گریون داد زدی.....تو بی جواب به اشک من به قلب من تو چنگ زدی نامهربون اینجوریه رسم و رسوم عاشقی.....میگی هنوز دوسم داری من ندیدم اینجوری من چه ندیدم اینجوری گفتی بیا تموم کنیم ترس از حسودا نکنیم......اگه بخوای باز میتونی بعدا به چنگم بیاری تورو قسم دادم به جون جفتمون....به تموم لحظه ها خاطراتمون اما تو گفتی نمیشه.....اینجا باید تنوم بشه اینجا باید تموم بشه.
گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
يه پسر با يه نگاه از يه دختر خوشش مياد و عشق اول از طرف اون شروع مي شه و تا جايي كه زندگيشو پاي عشقش مي ذاره . اما دختره حرفشو باور نمي كنه ، چون : يه چيزايي از قبل ديده و شنيده . تا دختره مياد حرف پسره رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته مي شه و ميره سراغ يكي ديگه . بعد كه دختره تازه تونسته حرف پسره رو باور كنه ، ميره طرف پسره ... اما پسره رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه مي گه حدسم درست بود و پسر ها همه اينجورين ... و اون اشتباهي رو مي كنه كه قبلا شنيده بود ... و همه چيز از بين ميره و اين قانون براي همه تکرار میشه ولی تقصیر کیه و مشکل اصلی چیه؟!؟!؟!؟!
با یه شکلات شروع شد............!!!!!!!! من یه شکلات گذاشتم تو دستش اون هم یه شکلات گذاشت تو دسته من!!! من بچه بودم اون هم بچه بود سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد دید که منو میشناسه خندیدم گفت دوستیم گفتم دوسته دوست..... گفت تا کجا؟؟؟ گفتم دوستی که تا نداره.... گفت تا مرگ خندیدمو گفتم من که گفتم تا نداره!! گفت باشه تا پس از مرگ گفتم نه!نه!نه!نههههههههههههه! تا نداره گفت قبول تا اونجایی که همه دوباره زنده بشن یعنی زندگیه پس از مرگ باز هم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم...!! تا هر جا که باشه ما با هم دوستیم خندیدمو گفتم تو تا هر جا که دلت میخواد واسش تا بذار اصلا یه تا بکش از این سمت دنیا تا اون دنیا... اما من اصلا واسش تا نمیذارم نگام کرد نگاش کردم!!! باور نمیکرد اون میخواست حتما دوستیه ما تا داشته باشه. دوستیه بدونه تا رو نمیفهمید............................ گفت بیا برا دوستیمون یه نشانه بذاریم گفتم باشه تو بذار گفت شکلات....... هر بار که همدیگرو میبینیم یه شکلات مال من یکی مال تو باشه؟؟؟ گفتم باشه هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش اون هم یکی میذاشت تو دست من! باز همدیگرو نگاه میکردیم یعنی دوستیم دوسته دوست...!! من تند شکلاتمو باز میکردم میذاشتم تو دهنم و تند و تند میمکیدم میگفت شکمووووووووووووووو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تو دوسته شکمویه منی.... اون شکلاتشو میذاشت تو یه صندوقچه ی کوچولوی قشنگ.... میگفتم بخورششششششششششششششش!! میگفت تموم میشه میخوا تموم نشه واسه همیشه بمونه صندوقش پر از شکلات شده بود هیچ کدومشو نمیخورد. گفتم اگه یه وقت شکلاتاتو مورچه ها یا کرما بخورن چیکار میکنی؟؟؟؟؟ گفت مواظبشون هستم میگفت میخوا نگهشون دارم تا وقتی که با هم دوستیم من شکلاتامو میذاشتم تو دهنمو میگفتم نه! نه! نه! تااااااااااااااا نداره... دوستی که تا نداره!! یک سال.....دوسال.....چهار سال........هفت سال......بیست سال شده بود او بزرگ شده من هم بزرگ شدم من همه شکلاتامو خوردم او همه شکلاتاشو نگه داشته بود. اون آمده که امشب خداحافظی کنه میخواد بره میخواد بره اون دور دورا میگه میرم ولی زود بر میگردم من که میدونم میرهو بر نمیگرده یادش رفت به من شکلات بده من که یادم نرفته یه شکلات گذاشتم کفه دستش گفتم این برای خوردنه یه شکلات دیگه گذاشته کفه اون دستش این هم آخرین شکلات برای صندوقه کوچیکت یادش رفته بود صندوقی داره هر دو تا رو خورد خندیدم میدونستم دوستیه من تا نداره میدونستم دوستیه اون تا داره مثل همیشه خوب شد همه ی شکلاتامو خوردم اما اون هیچ کدومشو نخورده حالا با یه صندوقچه پر از شکلاتایه نخورده چیکار میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نظر یادت نره!!!!!!!!!!!!
بیاکه در غم عشقت مشوشم بی تو
|
About
هفته اوّل آذر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته سوم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 Links
كاش سكوت نمي كردم |